محمد حسين بن مهدى فراهانى

58

سفرنامه ميرزا محمد حسين فراهانى ( فارسى )

قريب پنج منات « 1 » و نمرهء دو كه قمرهء دويم باشد ، نه منات و نمرهء اول كه قمرهء اول باشد ، چهارده منات است و گاهى بيشتر و كمتر هم مىشود . و قيمت منات نيز به اختلاف اوقاتست از سه قران الى سه قران و نيم ايران است . و تفصيل آن در جاى خود نگاشته خواهد شد . و براى هر سرنشينى يك پوت « 2 » كه پنج من و نيم تبريز باشد ملاحظه مىكنند و كرايهء علىحده نمىگيرند . هرگاه يك سرنشين علاوه بر يك پوت بار دارد ، بار او را مىكشند و علاوه را كرايهء علىحده مىگيرند . و اين فقره مخصوص به واپوراتى است كه در اين دريا كار مىكنند . واپورات درياهاى ديگر سرنشين هرچه بار داشته باشد معترض نمىشوند و كرايهء علىحده مطالبه نمىكنند . سفر دريا بارى بليت گرفتيم و يك ساعت به غروب مانده به كشتى آتشى كوچك روسيه كه متصل به خشكى مىشود نشسته و به فاصلهء شش دقيقه به واپور دولتى موسوم به قسطنطين رسيده و داخل شديم . و تا سه ساعت از شب گذشته واپور در آنجا متوقف و مشغول بارگيرى بود بعد حركت كرد . بحر خزر بحر خزر كه درياى طبرستان و درياى جيلان « 3 » و درياى جرجان « 4 » و درياى آبسكون و درياى خراسان خوانده‌اند ، همهء اينها يكى است . و از قرار مسطور خزر نام پسر يافث بن نوح نبى ( ع ) است كه در هنگام سياحت ، در شمال اين دريا قريب به رود آتل ، شهرى بنا نهاده و به اسم خود موسوم نمود . و دريا به اسم آن شهر موسوم گشت . بعد از آن جرجان و جيلان و طبرستان و غيره در اطراف آن دريا آباد شده دريا را به اسم هر يك خواندند . و طول اين بحر از مشرق به مغرب قريب دويست و شصت فرسخ ، و عرضش قريب دويست فرسخ و عمقش زياده از پانصد و هفده قلاج نيست . مد ندارد و به درياى ديگر وصل نيست . و موج آن بسيار و در قعرش گل و لاى است . و هيچ جواهر و منفعتى در او نيست مگر ماهى حلال و حرام . و بر طرف شرقى اين بحر دشت خوارزم و بلغار و بعضى از خاك ديلم و طبرستان

--> ( 1 ) - پول رايج روسيهء تزارى كه برابر يك صد كوپك است . ( 2 ) - واحدى از وزن است برابر 220 سير - 16 كيلو و نيم . ( 3 ) - گيلان . ( 4 ) - گرگان .